حدود85%جمعیت آنراشیعیان تشکیل می دهند.شیعیان این کشورعلاقه خاصی به ائمه اطهاردارندومراسمات مذهبی وعزاداری همانند مردم ایران ،برپامی کنند.دراین کشورزیارتگاههاومراکزمذهبی فراواوانی وجوددارد.حرم خانم حکیمه بنت امام کاظم(دربی بی هیبت شهرباکو) ، حرم خانم رحیمه بنت امام کاظم در ناردران ، حرم امام زاده میرمحسن آقادر شولان ازجمله آنهااست.

 

 

 

در بین اقوام ساکن در آذربایجان آذری‌ها بیشترین سهم و تعداد را در جمعیت شیعه کشور دارند و بعد از آن تالش‌ها قرار دارند. در دوره‌های گذشته شیعیان جمهوری آذربایجان در برابر جریان‌های تضعیف‌کننده، اعتقادات مذهبی خود را حفظ نمودند. یکی از این جریان‌ها نفوذ و تأثیر امپراتوری عثمانی بود که به منزلة مدافع مذهب تسنن در برخی دوره‌ها به شکل جنگ‌های مسلحانه رودر روی شیعیان ایران و سرزمین کنونی جمهوری آذربایجان قرار می‌گرفت. جریان دوم حاکمیت امپراتوری تزار روسیه بود که پس از جدا شدن آذربایجان از ایران در پی گسترش و تسلط دین مسیحیت (ارتدوکس شرقی) در این دیار بود. جریان سوم برعکس دو جریان اول ماهیت ضددینی داشت. این جریان تسلط ایدئولوژی کمونیسم در آذربایجان بود که در پی استحاله کامل و همه‌جانبه اقوام ساکن در شوروی برآمد. در فرآیند آسیمیلاسیون و استحاله شهروندان شوروی، هویت دینی آنها بیش از سایر خصیصه‌ها صدمه دید. زیرا ایده کمونیسم ـ لنینیسم دین را افیون توده‌ها می‌دانست و درصدد محو تعلقات دینی همه شهروندان (اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی و ...) بود. در بین جریان‌های ضدشیعی یاد شده، دو جریان اول نتوانستند، صدمه اساسی بر شیعه‌گری آذربایجان وارد نمایند و منشأ تغییر و تحول نبودند. تلاش‌های امپراتوری عثمانی محدود به مذهب در حاشیه اهل سنت گردید که همواره در سایه مذهب شیعه قرار داشت. سلطه‌گری سیاسی و قومی ـ دینی تزاریسم نیز نتوانست محدودیت آنچنانی برای اعتقادات شیعی ایجاد کند و یا ارتدوکس مسیحی را بر مذهب شیعه حاکم سازد. برخی تحلیل‌گران بر این باورند که حاکمیت تزار که درگیر جنگ‌های سختی با عثمانی‌های سنی مذهب بود، در مواردی از شیعیان حمایت می‌کرد و با قرار دادن شیعیان در مقابل اهل تسنن در تلاش بود تا از شکل‌گیری اندیشه‌های حمایت از امپراتوری عثمانی که با آذری‌ها از حیث دین، زبان و هویت تاریخی و فرهنگی اشتراکات زیادی داشت، پیشگیری نماید.

بعد از الحاق مناطق قفقاز به روسیه تزاری در ابتدا حاکمیت روس محدودیت‌هایی را برای مسلمانان ایجاد کرد که بعدها با توجه به مشکلات داخلی امپراتوری، این محدودیت‌ها کم‌رنگ شد. مسلمانان آذربایجان به ویژه شیعیان به راحتی به ایران و اماکن مذهبی در سایر کشورهای اسلامی مسافرت می‌کردند و در مناسک حج شرکت می‌جستند. اعزام به حج مسلمانان ساکن در امپراتوری روسیه عمدتاً از طریق خاک ایران انجام می‌شد. طبق آماری که در این زمینه موجود است، در این دوران بیش از ۶۰ هزار نفر از مسلمانان ساکن در روسیه به حج رفتند و ایران یکی از کشورهایی بود که بخش اصلی این حجاج از طریق خاک آن عازم عربستان می‌شدند و در این میان آذری‌های شیعه سهم عمده را داشتند.برعکس جریان‌های ضدشیعی قبلی، جریان کمونیستی با رویکرد آته‌ئیستی توانست صدمات جبران‌ناپذیری بر موجودیت شیعیان آذربایجان وارد نماید.

شرایط خاص شیعیان در جمهوری آذربایجان را در دو بخش می‌توان تجزیه و تحلیل کرد. یک بخش مربوط به قابلیت‌ها، توانمندی‌ها و فرصت‌های موجود و نهفته در جامعه شیعیان این کشور است و بخش دیگر چالش‌های پیش‌رو و تهدیدها را دربرمی‌گیرد که توضیح هر کدام در پی می‌آید:

قابلیت‌ها و فرصت‌ها

تعداد جمعیت و تسلط بر حاکمیت: شیعیان با اختصاص بالاترین سهم از جمعیت به خود و نیز داشتن اکثریت در قوم غالب (آذری‌ها) از حیث توانمندی جمعیتی بالاترین مزیت را در آذربایجان دارند و به تبع این، حاکمیت و دولت نیز به طور کامل در دست آذری‌های شیعه مذهب است. جمهوری آذربایجان از این حیث وضع برجسته‌ای در بین کشورهای شیعه دارد. حاکمیت در آذربایجان به شکل ریاستی است و اختیارات اصلی در دست رئیس‌جمهور قرار دارد و رؤسای قوای دیگر نیز از حیث قومی و مذهبی شیعیان آذری هستند. افزون بر اینها سایر اهرم‌های قدرت نظیر نمایندگان مجلس، شهرداران، نظامیان بلندپایه و رسانه‌های گروهی نیز به شکلی تقریباً یکدست در دست شیعیان است.

عوامل تقویت‌کننده خارجی:

استقلال جمهوری آذربایجان و تشکیل دولت ملی به دست شیعیان فرصت مناسبی برای پیروان این مذهب بود تا از تنگنای نظام ضددینی شوروی بیرون آیند و به احیای مذهب خود همت گمارند. این رویداد توسط عوامل خارجی در منطقه قابل تقویت بود که بهترین فرصت در این خصوص وجود کشوری قدرتمند و تأثیرگذار چون جمهوری اسلامی ایران بود که برپایه ایدئولوژی منشعب از مذهب تشیع اداره می‌گردد. علاوه بر این در سال‌های اخیر قدرت یافتن شیعیان در برخی دیگر از کشورها نظیر عراق و لبنان نیز زمینه‌های فرصت‌ساز را بیش از پیش برای شیعیان آذربایجان فراهم ساخت.

ارتباط سهل و روان شیعیان آذربایجان با ایران  عامل خارجی دیگری است که سبب تقویت روحیه مذهبی در شیعیان آذربایجان می‌گردد. سفرهای زیارتی شیعیان آذربایجان به ایران به ویژه به مشهد و تحصیل طلاب علوم دینی این کشور در حوزه‌های علمیه ایران نیز می‌تواند سبب تحکیم جایگاه شیعه در آذربایجان می‌شود. کما اینکه افرادی که پس از تحصیل در مدارس دینی ایران به ‌آذربایجان بازگشته‌اند، در ترویج اندیشه شیعی ایرانی کوشیده‌اند.

تحلیل‌گران مسائل آذربایجان بر این باورند که پس از استقلال این جمهوری طی مدت ۵ سال اول رشد و گسترش اندیشه‌های ایرانی شیعه بسیار درخور توجه بوده است. کتاب‌های مذهبی و ایدئولوژیک چاپ شده در ایران به وفور در کتابفروشی‌های شهرهای مختلف در معرض دید بوده و مورد استقبال قرار می‌گرفت ولی پس از آن، دوره افول و تضعیف فرهنگ دینی ـ اجتماعی ایرانی در این جمهوری آغاز شد. بدیهی است که جایگاه قابل ملاحظه فرهنگ ایرانی را فرهنگ نفوذی از ترکیه و غرب تصاحب کرد. دلایل پیش آمدن چنین وضعیتی عموماً عدم همکاری دولت باکو و تلاش‌های گسترده محافل غربی عنوان می‌شود. ضعیف بودن بنیان دینی مردم در اثر زیستن طولانی مدت در محیط ضددینی کمونیسم نیز از علل بروز این وضع برشمرده می‌شود. اما ذکر این نکته در اینجا لازم است که علت اصلی تضعیف جایگاه تفکر شیعی ایرانی در آذربایجان سلب اعتماد آذری‌ها نسبت به ایران است. آذری‌ها که دارای دین، مذهب و قومیت حاکم و غالب هستند، هویت قومی ـ ملی و دینی ـ مذهبی را از هم جدا نمی‌سازند. روابط رو به رشد ایران و ارمنستان و عدم حمایت قاطع از باکو در قضیه قره‌باغ توسط جمهوری اسلامی ایران آشکارترین و شایع‌ترین دلیل وضعیت یاد شده است و به جرأت می‌توان گفت که بزرگ‌ترین ضربه را به گسترش تفکر شیعی ایرانی در آذربایجان وارد ساخت. علی‌رغم اینها علمای شیعه ایرانی هنوز جایگاه خاصی در این کشور دارند. دیدگاه‌ها و تفکرات دینی ـ سیاسی رهبر جمهوری اسلامی ایران هنوز جایگاه درخور توجهی در بین دینداران آذری دارد و علاوه بر این دیدگاه‌های آیت‌الله فاضل لنکرانی، آیت‌الله سیستانی و آیت‌الله میرزا جواد تبریزی طرفداران مشخص دارد.(2)

پیشینه دینگرایی شیعه در منطقه:

شیعیان آذربایجان از دیر باز به حفظ شعائر مذهبی و انجام فعالیت‌های دینی اهتمام داشتند. در دوره‌های حاکمیت تزارها و شوروی این تلاش‌ها به شکل مبارزات دینی بروز می‌نمود. این مبارزات اغلب به دلیل ماهیت استبدادی نظام‌های غیرمسلمان حاکم پس از چند سال و با کشتارهای وسیع و برنامه‌ریزی شده علما و دینداران خاموش می‌گشت. در زیر نمونه‌هایی از این کشتارها و مقاومت شیعیان ذکر می‌گردد.

ـ در اوایل دهه ۱۹۲۰ در پی آغاز نظارت‌های شدید کمونیستی و محو شعائر مذهبی به دستور لنین، ۸۰۰ روحانی در آذربایجان کشته ‌شدند که از این تعداد ۱۷ نفر در حوزه‌های علمیه نجف، قم و مشهد تحصیل کرده و دارای درجه اجتهاد بودند. برجسته‌ترین این مجتهدین آیت‌الله سیدغنی بادکوبه‌ای و آیت‌الله شیخ قدرت‌الله ابراهیمی بودند که به طرز فجیعی اعدام گردیدند.( 3)

ـ در فاصله ۱۰ ساله بین سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹ بیش از ۳۰۰ هزار نفر از دینداران در جمهوری آذربایجان توسط تشکیلات‌های مختلف کمونیستی قتل‌عام شدند. در این سال‌ها تعقیب علمای دینی که اکثر آنها شیعه بودند، به طور جدی دنبال شد، قرآن کریم به منزله یک «کتاب زیان‌آور» ممنوع گردید و مساجد تخریب شدند و یا تبدیل به انبار، کلوپ، کتابخانه و یا مدرسه شدند. تنها در سال ۱۹۲۹ حدود ۴۰۰ مسجد در آذربایجان بسته شد و ۱۲۰ مسجد نیز تخریب گردید و یا تغییر کاربری داده شد.( 4)

در این دوران سال ۱۹۳۷ اوج سخت‌گیری‌ها و اقدامات خشونت‌بار کمونیست‌ها علیه دینداران و علمای شیعه در آذربایجان بود. به طوری که اسلامگرایان آذربایجان این سال‌ را به عنوان ضرب‌المثل و مصداق بالاترین حد فشار و خفقان علیه دینداران به کار می‌برند. در این میان مناطق مرکزی جمهوری و مکان‌هایی که مرکز تحصیل علوم دینی و یا دارای اماکن مقدس (امامزاده‌ها و مساجد معروف) بودند، بیش از سایر نقاط آسیب دیدند.(5)

به گفته شاهدان وقایع ضددینی آن سال‌ها، مأمورین نظام کمونیستی علما و روحانیون را وادار به کارهای ضددینی ازجمله سوزاندن قرآن می‌کرده‌اند و با مشاهده مقاومتشان آنها را در چاه‌هایی که «نارگین» نامیده می‌شد، انداخته و چاه را با دینامیت منفجر می‌کردند. از دیگر شیوه‌های خشونت‌آمیز و فجیع کمونیست‌ها می‌توان به بستن وزنه به پای روحانیون و انداختن آنها در دریا اشاره کرد. شاهدان این ماجراها نقل می‌کنند که عمامه‌های سفید روحانیون غرق شده چنان سطح آب را می‌پوشاند که از دور دسته پرندگان دریایی یا کبوتران سفید را در ذهن تداعی می‌کرد. تبعید علما به مناطق سیبری و تیرباران آنها نیز از دیگر شیوه‌های رایج کمونیست‌ها بود.

در برابر اقدامات ظالمانه و غیرانسانی کمونیست‌ها، اکثر دینداران علی‌الخصوص روحانیون شیعه تا پای جان مقاومت می‌کردند. آیت‌الله عبدالغنی بادکوبه‌ای، سیدمحمد بادکوبه‌ای و شیخ حنیفه بادکوبه‌ای، شیخ حسن رامانائی، شیخ کامیاب و میرزا عبدالغفار اردوبادی از علمای مبارز و جسوری بودند که در منطقه باکو و اطراف آن در حال مبارزه با مرام استبدادی کمونیستی جان خود را از دست دادند. در سایر نقاط آذربایجان نظیر گنجه، زیره، سالیان و ... نیز شرایط مشابهی حاکم بود و شیعیان دینگرایی مانند حبیب‌الله علیزاده فرزند ملاتیمور از زیره و ملاعبدالله و ملااشرف از سالیان از قربانیان سال‌های استبداد در شوروی بودند.

نظام‌مندی و نهادینه شدن: ایجاد ساختارهای خاص برای فعالیت‌های دینی در نهاد حکومت، نشان از این دارد که حکومت جمهوری آذربایجان علیرغم پیشینه ضددینی ـ با قبول اینکه دولت فعلی در ماهیت خود از میراث اقتدارگرایی دوران شوروی بی‌بهره نیست ـ قبل از استقلال و نیز رویکرد سکولار بعد از استقلال، عنصر دین به ویژه اسلام و تشیع را به عنوان واقعیتی انکارناپذیر و بخش انفکاک‌ناپذیر از هویت شهروندان خود پذیرفته و به رسمیت شناخته است. اداره روحانیت مسلمانان قفقاز که از سال ۱۹۸۰ در باکو و به رهبری شیخ‌الاسلام الله شکور پاشازاده رهبری می‌شود، قدیمی‌ترین نهاد دینی ‌آذربایجان و منطقه محسوب می‌شود. فلسفه وجودی این اداره که در دوره تزارهای روس بنای اصلی آن نهاده شد، کنترل گرایش‌های دینی مسلمانان و دولتی و حکومتی کردن دین اسلام توسط روس‌ها بود و در دوره اتحاد جماهیر شوروی نیز به رغم ماهیت الحادی و آته‌ئیستی نظام کمونیستی، این اداره پابرجا بود. پاشازاده رهبر این نهاد به دلیل هماهنگی کامل با رهبران کمونیست و نیز عدم انجام اقدامات شاخص در امور دینی توسط اداره روحانیت از سوی برخی به عضویت در سازمان امنیتی ک. گ. ب متهم می‌شد. تا جایی که برخی وی را از افسران ک.گ.ب معرفی می‌کردند، اتهامی که همواره و به طور جدی از سوی او رد گردیده است.(7)

مقامات دینی و مسئولین اداره روحانیت با وجود همکاری و هماهنگی مداوم با حکومت در مواقعی که کنترل‌های دولتی کم شده، رفتارهای مستقل و مبتنی بر احیاگری دینی از خود بروز داده‌اند. این رویکرد چه در دوران قبل از استقلال آذربایجان و چه بعد از آن به چشم می‌خورد. اداره روحانیت در سال‌های ابتدایی بعد از استقلال کشور فعالیت‌های دینی خود را گسترش داد و روزنامه سلام را منتشر کرد که بعد از اندک زمانی انتشار آن متوقف شد و تا سال‌های اخیر که این اداره دوباره دست به انتشار ارگان مطبوعاتی خود زده است، فاقد ارگان مطبوعاتی بود.

مقامات دولت آذربایجان با ایجاد کمیته دولتی امور تشکل‌های دینی درصدد برآمدند تا کنترل‌های دولتی بر امور این تشکل‌ها را قوی‌تر سازند. دولت آذربایجان با این کار از یک سو برنامه مهار گرایش‌های دینی و کنترل قدرت دینی اسلامگرا را عملی ساخت و از سوی دیگر به سبب توجه به مسائل دینی مردم وجهه مناسبی کسب کرد. افزون بر اینها باکو با این عمل تشکل‌های دینی غیرمسلمان را نیز تحت کنترل درآورد و در زیر چتر حمایتی خود قرار داد که این اقدام از دید شورای اروپا و سایر مجامع غربی دور نماند. به طور کلی مجامع غربی از امحاء هویت دینی اقلیت‌های غیرمسلمان در آذربایجان نگرانند و بر این تصورند که اگر دولت آذربایجان در این زمینه وارد عمل نشود و تضمین‌های قانونی کافی ارائه ندهد، جریان دینی ـ مذهبی اسلامی از یکطرف و رویکرد سکولاریستی نهادهای عمومی و دولتی از طرف دیگر، هویت دینی فرقه‌های مسیحی و یهودی را که از نظر اجتماعی در حاشیه قرار دارند، کاملا از بین خواهد برد.

علاوه بر اداره روحانیت مسلمانان قفقاز و کمیته دولتی امور تشکل‌های دینی، نهادسازی دینی در گروه‌های سیاسی نیز وجود دارد. حزب اسلامی آذربایجان (صدای اسلام) را قوی‌ترین نهاد مردمی دین‌مدار می‌توان نامید. این حزب که ایدة دولت‌گرایی دینی و ایدئولوژی تشیع سیاسی ایرانی را دنبال می‌کند، همواره موضع انتقادی در برابر دولت سکولار و غربگرای باکو داشته است. این حزب که در سال ۱۹۹۲ رسماً به ثبت رسید، در سال ۱۹۹۶ با شدیدترین محدودیت‌ها و تضییق‌های دولتی روبه‌رو گشت. رهبران آن دستگیر شدند و به جاسوسی برای جمهوری اسلامی ایران متهم شدند. این حزب همچنین متهم بود که اعضای جوان خود را برای کسب آموزش‌های نظامی به ایران گسیل می‌دارد. منابع غربی اعضای این حزب را در سال ۲۰۰۵ بیش از ۷۰ هزار نفر برآورد کرده بودند. این منابع بستر اجتماعی این حزب را توده عام مردم می‌دانند که نخبگان جامعه در بین‌ آنها جای چندانی ندارند.(8)

مرکز تجمع اعضاء و فعالیت اصلی حزب اسلامی آذربایجان شهرک نارادان در نزدیکی باکو است. این شهرک که در گذشته قصبه‌ای بیش نبود، از قدیم‌الایام چهره مذهبی داشته است و محل تحصیل و پرورش علمای دینی محسوب می‌شده است. دینداران نارادان که همگی شیعه هستند، متعصب‌ترین افراد در مسائل دینی ـ مذهبی در آذربایجان به شمار می‌روند. آنها تاکنون چندین بار در برابر سیاست‌های ضددینی دولت باکو و خشونت‌های پلیسی آن به شدت مقاومت کرده‌اند و در برخی موارد دولت‌ را وادار به عقب‌نشینی از برنامه‌های سخت‌گیرانه‌اش کرده‌اند. علاوه بر حزب اسلامی آذربایجان، گرایش‌های دین‌مدار به ویژه مطالبه حق آزادی فعالیت‌های دینی در برخی دیگر از احزاب و گروه‌های سیاسی نیز وجود دارد. حزب سوسیال دموکرات آذربایجان و جبهه خلق آذربایجان (شاخه کلاسیک) در این زمره هستند.

شیعه‌گری آذری‌ها علاوه بر رویکردهای سنتی و مبتنی بر عادات عامیانه مردم که در بین طرفداران حزب اسلامی رایج است، گاهی در اشکال روشنفکرانه و مترقی نیز تبلور می‌یابد. جریان مذهبی منتسب به حاجی ایلقار ابراهیم اوغلو روشنفکر مذهبی مهم‌ترین جریان شیعی مدرن در آذربایجان است. حاجی ایلقار رئیس اتحادیه اسلامی حمایت از حقوق بشر است و نماینده انجمن بین‌المللی آزادی دینی در آذربایجان است. انجمن یاد شده نهاد غیردولتی مسیحی است که مرکز آن در آمریکا قرار دارد. این روشنفکر مذهبی جوان که گفته می‌شود، به مدت ۸ سال به تحصیل علوم دینی و فلسفه اسلامی در دانشگا‌ه‌های ایران مشغول بوده است، از اندیشه‌های معتدل آیت‌الله مرتضی مطهری و دکتر عبدالکریم سروش تأثیر پذیرفته است. دوستان ابراهیم اوغلو در پی سازگاری سنت‌های مذهب شیعه با شرایط روز و پیوند فعال با نهادهای حقوق بشر در سطح بین‌المللی هستند. آنها با دایر کردن مراسم اهداء خون به بیماران تالاسمی در روز عاشورا به جای سنت قمه‌زنی، پرستیژ شیعه‌گری مدرن را از دید غربی‌ها کسب کرده‌اند. حاجی ایلقار در کنار توجه به شیوه‌های ملایم مذهبی از منتقدان سرسخت حاکمیت اقتدارگرای علی‌اُف است و به خاطر مخالفت‌های گسترده با دولت در سال ۲۰۰۴ از ادامه امامت جماعت مسجد جمع باکو منع گردید و با محدودیت‌های اساسی در فعالیت‌هایش مواجه گردید.( 9)

اداره روحانیت مسلمانان قفقاز که بیشتر به فعالیت‌های اجتماعی می‌پرداخت و به ندرت در نقش متولی و هدایت‌گر مسائل دینی ظاهر می‌شد. همواره سعی داشته است، موضعی ملایم در برابر حکومت‌ها داشته باشد. همین امر به نوعی دست و پای این نهاد را بسته است و باعث گردیده که نتواند در حوزه امور اجتماعی و عام‌المنفعه نیز اقدام شاخص و ماندگاری انجام دهد. فعالیت‌های دینی ـ مذهبی این اداره نیز چندان قابل اعتنا نبوده است. این نهاد دینی در زمینه پرورش افراد دیندار و خادمین دینی ـ مذهبی نیز که معمولاً از کارکردهای اساسی یک نهاد مذهبی است، ناموفق بوده است. در سال‌های اخیر و بعد از تشکیل کمیته دولتی امور تشکل‌های دینی توسط دولت باکو، اداره روحانیت که از به حاشیه رانده شدن و به فراموشی سپرده شدن بیم داشت، دست به تلاش زد و با تأسیس شعبه‌ای در مسکو، انتشار نشریه کلام به منزله ارگان مطبوعاتی خود و از سرگیری برخی امور خیریه جدید به رقابت با کمیته دولتی پرداخت.

مراکز دینی ـ مذهبی

مرکز پژوهش‌های دینی: این مرکز که در سال ۱۹۹۹ تأسیس شد، در پی احیای معارف اسلامی و ارزش‌های شیعی در آذربایجان است. همان‌گونه که در بخش‌های قبلی نیز گفته شد، ریاست این مرکز را روشنفکر دینی جوانی به نام ائلچین عسگراُف به عهده دارد و حمایت این مرکز از نظام جمهوری اسلامی ایران و برقراری روابط گسترده بین ایران و آذربایجان از محتوای مطالب تهیه شده توسط مرکز کاملاً آشکار است. این مرکز علاوه بر درج مطالب خبری و تحلیلی در سایت اینترنتی خود مجله قطب را نیز منتشر می‌کند. انتقاد از برخی سیاست‌های دولت در زمینه مسائل دینی و اعتراض شدید به گسترش فعالیت‌های مسیونری مسیحی از رویکردهای مشخص این مرکز تحقیقاتی به شمار می‌رود.

مرکز دین و دموکراسی:

این مرکز در سال ۱۹۹۸ و با اهداف؛ بهبود روابط بین ادیان موجود در آذربایجان، بهبود جایگاه دین اسلام در عرصه‌های مختلف اجتماعی به عنوان دین اکثریت مردم آذربایجان، تبلیغ اصولی و علمی مبانی و ارزش‌های صحیح دینی، شکل‌گیری معارف دینی سالم تأسیس شد. این مرکز بعد از ایجاد، سلسله همایش‌ها و سمینارهایی را در زمینه سازگاری ارزش‌های اسلامی و دموکراسی برگزار کرده و یکی از رویکردهای اساسی خود را تعیین جایگاه و نقش واقعی دین اسلام در جامعه آذربایجان تعیین کرده است. به گفته مسئولین این مرکز تصمیم دولت مبنی بر تشکیل کمیته دولتی تشکل‌های دینی، بنا به درخواست‌ها، مطالبات و فشارهای این مرکز بوده است.( 12) در رویکرد ارائه شده از سوی این مرکز که به مثابه یک مانیفیست آن را به اطلاع عموم رسانده است موارد مهم زیر آمده است:

ـ توجه مؤثر رسانه‌های گروهی کشور به مسائل دینی جامعه؛

ـ گنجاندن درس‌های قرآن در دوره تحصیلی متوسطه؛

ـ گنجاندن درس‌ منطق قرآنی در مؤسسات آموزش عالی و دانشگا‌ه‌ها؛

ـ حمایت از برگزاری مراسم دینی ـ عبادی؛

ـ حمایت و توجه به اصول زیر در امور دینی:

    • تنظیم امور دینی جامعه توسط ارگان‌های حاکمیتی

    • توجه به تحمل عقاید ادیان دیگر

    • پیشگیری از سیاسی کردن دین و تشکیل رژیم دینی

این مرکز توسط نریمان قاسم‌اوغلو شرق‌شناس و مترجم قرآن کریم به زبان آذری است. وی تألیفات متعددی نیز در زمینه اسلام‌شناسی دارد.

کمیته دولتی امور تشکل‌های دینی جمهوری آذربایجان تعداد این تشکل‌های ثبت شده را ۳۸۶ مورد اعلام کرده است که ۶ مورد به دلیل تخلفات قانونی تعطیل شده‌اند. برابر آمار این کمیته در بین ۳۸۰ تشکل فعال قانونی تعداد تشکل‌های مسیحی کمتر از ۲۰ مورد و تعداد تشکل‌های یهودی نیز کمتر از ۱۰ مورد است و سایر تشکل‌های مذهبی و دینی متعلق به مسلمانان است.(92) با توجه به این آمار می‌توان گفت که سهم سازمان های دینی غیراسلامی فعال در آذربایجان از حیث تعداد در مقایسه با سازمان‌ها و تشکل‌های اسلامی کم‌مقدار هستند و اگر سهم مسیحیت و یهودیت در تعداد جمعیت کشور را در نظر آوریم، تعداد تشکل‌های دینی آنها نیز تقریباً متناسب با این سهم است. البته در این خصوص یهودیت از نظر تعداد تشکل دینی وضعیت بهتری دارد. اما مسئله اصلی تعداد تشکل‌ها نیست، بلکه مسئله اصلی حوزه نفوذ و برد تبلیغاتی آن‌هاست. تشکل‌های اسلامی علیرغم پرتعداد بودن در بهره‌گیری از اهرم‌ها و ابزارهای تبلیغی چندان موفق نیستند. بخش عمده این تشکل‌ها مربوط به هیأت‌‌های مذهبی مساجد روستاها است که روش‌های تبلیغی روزآمدی ندارند. در میان تشکل‌های اسلامی امامزاده‌ها، زیارتگاه‌ها و قدمگاه‌ها نیز وجود دارند که بیشتر به نیروی مردمی سنتی و روش‌های عامیانه در فعالیت‌های خود متکی هستند. برخی از گروه‌های دینی اسلامی، تشکل‌هایی هستند که سعی دارند به روش‌های مدرن در فعالیت دینی متکی باشند. تشکل‌هایی نظیر «بصیرت»، «عرفان»، «خانیم زهرا» در این زمره‌اند. وجود دو تشکل دینی مربوط به فرقه بهائیت نیز از نکات درخور توجه است. این دو تشکل به صورت رسمی توسط کمیته دولتی ثبت شده و به طور قانونی فعال هستند.

دانشگاه اسلامی باکو: این دانشگاه نیز از مراکز علمی و آموزشی اسلامی فعال در آذربایجان است که در منابع اطلاعاتی از این دانشگاه یافته‌های قابل اعتنایی موجود نیست. دانشکده الهیات دانشگاه دولتی باکو نیز از مرکز علمی ـ دین اسلامی است که نسبت به دانشگاه اسلامی مشهورتر است. نکته قابل توجه دیگر این است که تشکل‌های اسلامی به ویژه مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی دینی به صورت مشخص وجهه شیعی ندارند و گویا شیعه محوری در فعالیت دینی اسلامگراهای آذربایجان چندان مورد توجه نیست.

 

 

/**/